تغییر رشته از مهندسی به علوم اجتماعی؟

نتیجه تصویری برای dilemma

از چند ماه پیش که من به طور رسمی تحصیلاتم را در رشته سیاستگذاری شروع کردم سوالی را مکررا دوستان فنی از من می‌پرسند: آیا از مهندسی به علوم انسانی تغییر رشته بدهیم یا خیر؟ از آنجا که این سوال بارها و بارها تکرار شد، بر آن شدم که مطالبی را در اینجا به اشتراک بگذارم.

در حقیقت باید گفت که پاسخ به این سوال مانند بسیاری از سوال‌های دیگر آنقدر نیازمند بررسی متغییرهای مختلفی است که نمی‌توان برای همه یک نسخه تجویز کرد. اما این به معنای جایز نبودن این سوال نیست و می‌توان با به اشتراک گذاشتن اطلاعاتی، تصمیم گیری هر فرد را تسهیل نمود.

اولین نکته‌ای که من در پاسخ به این سوال عنوان می‌کنم این است که: علوم اجتماعی واژه ایست به شدت کلی؛ مثل علوم فنی مهندسی که از مهندسی برق و مکانیک را شامل می‌شود تا مهندسی کشاوری و منابع طبیعی که نه مفاد آموزشی آن شبیه هستند و نه شغل و موقعیت‌های کاریشان؛ علوم اجتماعی نیز از علوم تربیتی و کودک یاری دارد تا حقوق و اقتصاد و غیره. پس گام اول این است که منظور شما از علوم اجتماعی روشن شود که دقیقا چه رشته‌ای مد نظر است. چراکه همانطور که گفته شد تفاوت هایشان به فاصله زمین و آسمان است و ممکن است اگر بدون دقت کافی دست به  انتخاب بزنید، قایق زندگیتان را در مسیری قرار دهید که مقصدش دلخواه شما نبوده است.

سوالات مهم دیگری نیز هستند که به طور واضح در درون خودتان باید برای آن‌ها پاسخ واضح بیابید. باید مشخص کنید دلیل تصمیم شما برای این تغییر چیست؟حدس میزنید که شغل و درآمد این رشته بهتر است؟ باید بدانید که متخصصین رشته‌های فنی که از مهارت‌های خوبی برخور‌‌دار هستند، بعضا جایگاه‌های شغلی بسیار مطلوبی دارند و حتی می‌توان گفت یک فرد متمایز در رشته‌های فنی از یک فرد معمولی در علوم اجتماعی به مراتب بهتر است؛ و یا رشته‌هایی مانند مهندسی یا علوم کامپبوتر هم اخیرا در سراسر دنیا بازار کار داغی دارند؛ آیا به این گزینه‌ها و دیگر گزینه‌ها‌ی محتمل که الزاما هم زیر مجموعه علوم انسانی نیستند، با دقت کافی فکر کرده‌اید؟ و یا اینکه اگر هدف شما کسب و کار شخصی خودتان است چقدر باور دارید که تحصیل آکادمیک مثمر ثمر واقع خواهد شد و در مقابل زمان دو ساله‌ای که از شما می‌گیرد ارزشمند است؟ آیا با سابقه دو سال کار در رشته تخصصیتان می‌تواند رقابت کند؟

و یا آیا دلیل شما این است که  تمایل دارید مدرک کارشناسی ارشد اخذ کنید ولی توان انرژی گذاشتن در رشته فنی قبلی خود را در خود نمی‌بینید و از طرف دیگر تصور می‌کنید که گرفتن مدرک کارشناسی ارشد در چنین رشته‌های علوم اجتماعی بسیار آسان‌تر و کم‌فشار‌تر است؟ به طور قاطع و از روی تجربه شخصی و تجربه آشنایان بسیار، باید عنوان کنم که شاید در بعضی از رشته‌ها و بعضی دانشگاه‌ها واقعا این چنین باشد اما باید آگاه باشید که در بسیاری دیگر از رشته‌ها و خصوصا در برخی از دانشگاه‌ها این فرض کاملا غلط است، به خصوص که شما یک فرد تغییر رشته‌ای هستید و پایه‌ی مرتبط ندارید. این موضوع از بدو لحظه‌ای که تصمیم به تغییر رشته می‌گیرد و می‌خواهید برای کنکور رشته مورد نظر آماده شوید، ظهور و بروز می‌کند و رفته رفته پررنگ می‌شود. از آنجایی که ذهن شما سال‌هاست چینش درس‌های فنی را به خود گرفته، تغییر حالت دادن و مطالعه‌ درس‌هایی با فرمت‌های کاملا متفاوت، بسیار زمان و انرژی‌بر خواهد بود و اگر عزم راسخ و دلایل کافی برای این حرکت نداشته باشید قطعا خیلی زود مایوس خواهید شد. این مشکل حتی با پایان یافتن کنکور و قبولی در رشته- دانشگاه مطلوبتان هم به پایان نمی‌رسد؛ بلکه فقط وارد مرحله‌ی بعدی از پیچیدگی‌ها می‎شوید؛ با شیوه‌های تدریس و تمرین و امتحانی مواجه می‌شوید که به کلی برای شما تازگی خواهد داشت و شما را به چالش خواهد کشید. در واقع، هدف از این صحبت‌ها منصرف کردن شما از تغییر رشته نیست، بلکه مقصود آن است که با چشم باز و آگاهانه دست به اقدام بزنید.

سوال آخری که پیرامون این بحث مطرح می‌کنم درباره‌ی علاقه شماست. در حقیقت اگر دلیل اصلی تغییر رشته‌تان احساس علاقه‌ ایست که به رشته جدید دارید، باید با خودتان خلوت کنید و از واقعی بودن این احساس اطمینان پیدا کنید. مطمین شوید که این احساس صرفا به دلیل جو اطرافتان ایجاد نشده است و در آینده زمانی که با سختی‌ها مواجه می‌شوید پشیمان نخواهید شد. برای یقین حاصل کردن از این احساس، علاوه بر تفکر می‌توانید پیش از تصمیم نهایی، دوره‌های مجازی برخی از دروس مرتبط با رشته‌ی دلخواهتان را در سایت‌های گوناگون بیابید و از حقیقت دروس آن مطلع شوید. همچنین تورق برخی از منابع اصلی دروس اصلی رشته نیز می‌تواند کمک کننده باشد.

و سخن پایانی آنکه: مهم‌ترین پیشنهاد من به مشتاقان تغییر رشته این است که برای تمامی این سوال‌ها و سوال‌های بسیار دیگری که ممکن است پیرامون این مسئله در ذهنتان وجود داشته باشد و یا به گوشتان بخورد، جواب‌های قانع کننده‌ای بیابید؛ آنها را مکتوب کنید و درنهایت، صرفا پس از سنجیدن هزینه فایده همه جوانب، اقدام به تصمیم‌گیری هوشیاری بکنید که تا سالیان سال هر زمان دچار تردید شدید و یا  منتقدی شما را به باد انتقاد گرفت، با مراجعه به مکتوباتتان، از تصمیمتان در این زمان احساس رضایت کنید.

پست های مرتبط

دیدگاه خود را بنویسید